شاید لازم به یادآوری باشد که قرآن حاوی پیامی است که پیامبر شفاهی برای مردم قبایل چهارده قرن پیش حجاز آورده است. بنابراین، باید شفاف و روشن و قابل فهم برای آنان می بوده است. مفهوم واژه های بکار برده شده در این پیام نمیتوانسته در رابطه باشرائط اجتماعی نیمه وحشی آن جوامع که در آن خشونت و ظلم وتجاوز وفقر وخرافات و نبود امنیت زندگی را برمردم تنگ کرده بود، نباشد. واژه هائی که مسلما برای آنان قابل فهم و آسان، آنچنان که در قرآن آمده، روشن بوده اند. البته باید به این امر مهم نیزتوجه داشت که واژه ها ممکن است در طول زمان تغییر کنند ویا تغییر داده شوند، همچنانکه در زمان خود پیامبر این تغییرات مفهوم انجام می شده است (نساء آیۀ 46 درمورد تحریف کلمات توسط یهودیان). هرچند واژه ها در زمان تغییر می یابند، اماسامانه وعملکرد دستگاه روان انسان که هدف اصلی پیام قرآن بوده همان است با تمامی خصوصیاتش و در طول زمان تغییر نکرده و نمیکند. برای مثال، اگر در آن زمان ظلم بد بوده وانسان مرتکب آن می شده، اکنون هم بداست و انجام می دهد واگر به عدالت عمل می کرده و خوب بوده است، اکنون هم عمل می کند وپسندیده است و.... قرآن پیامی برای بشر است (تمامی ادیان وبی دینان) و نباید آن را گروهی به نام مسلمان آن رامصادره کنند و مفاهیم درون آن را با آمال خود آرایش دهند. ادبیات این کتاب منحصربه فرد است وخودش چهارچوب وقواعدی برای دریافت درست و آسان پیام از درون آن مشخص و روشن ساخته تا فهم آن را آسان گردانده واز برداشت های گوناگون وگاه متضاد دوری شود. این چهارچوب و قواعد به این ترتیب اند: توحید، تقوا، روشن بودن پیام، عدالت، هدف از نزول آیات پاک سازی روان وکسب آگاهی (جمعه آیه 2) و پرهیز از ظلم و..... وبالاخره بیان قرآن به مثابه بیان آزادی که انسان را ازمتعین ها رها می سازد. با توجه به این شرائط، به بررسی مفهوم واژۀ کفر می پردازیم.